ناظم الاسلام كرمانى

420

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

دارم كه بايد بدون ثالث حضور مبارك عرض كنم شاه نگاهى به امير بهادر كرد او و اجزاى خلوت چند قدمى عقب رفتند بطوريكه مذاكرات شنيده نشود شاه رو كرد به سيد و گفت بعضى از آخوندهاى مفسد اطراف سيد بهبهانى را گرفته او را ببعض حركات وادار كرده‌اند و ما برحسب تكليف سلطنتى خود گفتيم آنها را طرد و منع و نفى كنند آقا سيد على آقا گفت علماء همه‌وقت دعاگوى دولت بوده و ميباشند شاه فرصت نداد كه سيد كلامش را به آخر برساند فرمود ميرزا على اصغر خان امين السلطان آخوندها را بدعادت كرد هرچه خواستند داد آنچه گفتند شنيد تا اينكه نوبت صدارت به عين الدوله رسيد در سال گذشته پسر آقا سيد عبد اللّه از عتبات مراجعت كرد سيد فرستاد نزد عين الدوله كه كالسكهء خود را بفرستيد باستقبال آقازاده عين الدوله جواب داد كه آنكه كالسكه براى آقازاده ميفرستاد و پول بشما ميداد امين السلطان بود و رفت بفرنگ . فرستادهء سيد چند كلمه هم رويش گذارد و به سيد گفت فلذا سيد با عين الدوله بناى بدرفتارى را گذارده مغرضين هم اطرافش را گرفتند واقعهء مسيو نوز را پيش آوردند تا بمهاجرت زاويهء حضرت عبد العظيم منجر شد من هم بملاحظهء حفظ اسلام و اينكه طرف شدند جمعى از علماء با شخص كافرى فرستادم آنانرا از زاويهء مقدسه آوردند و به آنها محبت كرده مقاصدشان را گفتم برآورده كنند حالا جمع شدند كه ما عدالتخانه ميخواهيم شما ميدانيد كه آقا سيد عبد اللّه و حاج شيخ فضل اللّه طالب عدالتخانه نميباشند عدالتخانه مضر به حال اينها مىباشد بر فرض امروز عدالتخانه در مملكت منعقد شود اول صداى همين اشخاص بلند خواهد شد كه ما عدالت نميخواهيم پس معلوم است قصد ملاها جز اين است و عما قريب شورشى در مملكت احداث خواهد شد بلى يكنفر آقا ميرزا سيد محمد است كه مايل بجمهوريت است او هم امرى را خواهانست كه در ايران امكان‌پذير نيست و بر ذمهء شاهانهء ماست كه مملكت را منظم داشته و از چند نفر آخوند مفسد چشم پوشيده و ضمنا عدهء قليلى از خوبان هم به آتش آنها خواهند سوخت آقا سيد على آقا يزدى در جواب عرض كرد گويا بر اعليحضرت پوشيده نباشد كه دعاگو از اشخاص بىغرض و دعاگوى خاص اعليحضرت مىباشد و هيچوقت خود را داخل در اين جماعت و اجماعها نكرده و ليكن دو شب است كه صداى زارى و گريهء مردم از مسجد بلند است و در بين اين جماعت اشخاصى ميباشند كه قصدشان خير و صلاح است على اىّ حال امروز همگى بيچاره شده‌اند و به مسجد پناه برده‌اند و خدا را ميخوانند چنانچه اعليحضرت اجازه دهند ملاها را بمراحم اعليحضرت اميدوار نموده آنها را حضور آورده اظهار مرحمتى دربارهء آنان بفرمائيد و نيز حكم مبارك صادر شود عدليه را قدرى منظم نگاهدارند كه هم رعيت آسوده شود و هم ملاها به مقصود خود رسيده باشند اعليحضرت فرمود بسيار خوب آنها را همين امشب تا فردا بياورند حضور كه على قدر مراتبهم دربارهء آنها اظهار مرحمت بشود در اين اثناء اجزاء خلوت وارد شده دور شاه را گرفته و هركدام بناى بد گفتن از ملاها را گذارده شاه رو كرد به امير بهادر و فرمود كالسكه حاضر كنند تا آقا سيد على آقا برود شهر و آقايانرا بياورد حضور ما بلكه اين غائله خاموش شود امير بهادر عرض كرد من خودم بايد بروم شهر آقا در كالسكهء خودم سوار مىشود و اگر آقايان راضى بآمدن شدند در همان شهر كالسكه فراهم است و جدا مانع گرديد از اينكه كالسكهء شاه براى ملاها فرستاده شود آقا سيد على آقا بيش از آنچه كرد ديگر نتوانست مقاومت كند از